عباس اقبال آشتيانى

544

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

همه مىدانيم لهجهء تكلم خاصى نبوده بلكه لفظ قلمى است كه منشيان فارسىزبان از عهد صفويه ببعد در طهران معمول كرده‌اند و در عهد قاجاريه بر اثر نفوذ منشيان بزرگ عهد فتحعلى شاه دامنهء آن توسعه يافته قبل از اين تاريخ مردم طهران به لهجهء خاص پهلوى كه هنوز آثار آن در قراى اطراف شهر مثلا در شميران و دولاب و كن و سولقان ديده مىشود تكلم مىكردند . اين لفظ قلم منشيان صرف‌نظر از تعبيرات اجنبى ناشى از ترجمهء كتب خارجى و اصطلاحات جرايد و لغات مبتذل عاميانه در نهايت روانى و صحت است و اين همان زبان سعدى است كه زبان منشيان بوده و هم امروز اگر كسى از مردم طهران همچنان كه تكلم مىكند كلام خود را با رعايت قواعد دستور فارسى و حذف كلمات ركيك مبتذل روى كاغذ بياورد نوشتهء او فارسى صحيح روان است و همين حال وجود دارد براى جميع كسانى كه در بلاد ديگر ايران اين زبان را فراگرفته‌اند و اين جمله از بركت نفوذ كلام سعدى است در اذهان مردم و بر اثر همين كيفيت است كه انشاء صحيح فارسى و شعر روان اين زبان گذشته از بعضى نمونه‌هاى مصنوع در نثر و نازك‌كاريهاى هندى در نظم كه هيچ‌كدام نيز باقى نمانده از بعد از سعدى تاكنون چندان تغيير فاحش نكرده و در اواخر عهد زنديه همين‌كه بعضى از اهل ذوق ملتفت خنكى و زشتى سبك انشاء امثال ميرزا مهدى خان نادرى و شعر امثال زلالى و كليم و صائب شدند پشت‌پا به اين اسلوب ناخوش زده بتقليد اسلوب شيخ در نظم و نثر پرداختند . شعر فارسى بهمت مشتاق اصفهانى و رفقاى او مثل هاتف و آذر بيكدلى و صباحى كاشانى بسبك شيخ برگشت و نثر فارسى بدست قائم‌مقام فراهانى در همين خط افتاد و نفوذ و اقتدار ادبى افصح - المتكلمين شيرازى كه بر اثر بىذوقى جمعى مدّتى ضعيف شده بود بار ديگر بر ادبيات فارسى حاكم گرديد . همام تبريزى ( 598 - 714 ) - خواجه همام الدين تبريزى از مشاهير شعراى آذربايجان است كه به خاندان جوينى اختصاص داشته و بقول مشهور با خواجه نصير الدين طوسى و علامه قطب الدين شيرازى و شيخ سعدى معاصر و محشور بوده و او شيرين‌زبان‌ترين سخن‌سرايان آذربايجان است مخصوصا غزلهاى او كه غالبا بتقليد غزليات